



|
عطوفت بهروز |
|
جهادگر جانبازی – در ظاهر به علت جانبازی و از کار افتادگی – گرفتار موج تعدیل نیرو شد و مزد سالهای جهادگری و جانبازیش را گرفت. او را بازخرید و خانه نشین کردند. خانواده این جهادگر به حکم « البلاء لا لولا» گرفتار آمدند و مادر بچه ها همدر پی حادثه ای فلج شد. اکنون اهل بیت جهادگری که حتی بیمه ندارد، درمانده اند ! اینجا چه کسی امتحان می دهد؟ چه کسی خواهد فهمید که در حال امتحان شدن است؟ دوندگی برخی دوستان به جایی نرسید. برای بیمه شدن، پول و زمان لازم است ! یکی گفت:« اینجا فقط از دست حاج بهروز کار ساخته است.» به سراغ حاج بهروز رفتند. مهندس پس از دوندگی زیاد به این نتیجه رسید که مجبور است شخصا اقدام به حل مشکل جهادگر جانباز کند. بنابراین، در پناه ساز، پناهش داد و برای او مقرری تعیین کرد و آنقدر حق بیمه او را پرداخت کرد که اداره بیمه از رو رفت. این که نوشتیم نمونه ای از چاره جویی و خدمت او به مردم بود. دوستانش می گویند هــــمیشه سعی می کرد مشکل مردم را حل کند. گاهی مشکل مادی، گاهی مشکل اداری پیش می آمد، به هیچ کس نه نمی گفت. قانون، چوب تر است و چوب تر برای تادیب قانون شکنان ؛ ولی مجری قانون باید بداند که این چوب از این جهت،تر انتخاب شده است که تا حد امکان برای راه اندازی کار مردم خم شود. چونان که پیداست روش حاج بهروز هم چنین بوده است. او دل این را نداشت که مردم را در سختی ببیند. در اینجا شاید سوء نفاهمی پیش بیاید، شاید برخی گمان کنند که حاج بهروز به هر کس و ناکس، حق و ناحق می داده است، اما چنین نیست. او اهل باند بازی و تبعیض نبود. اهل سفارش و توصیه هم نبود، مگر اینکه می دید شخص مورد نظر لیاقت این سفارش را دارد. مثلا این مورد که آقای عبدالعلی زاده یادآور آن شد، از این مقوله است: سوال شد حاج بهروز چقدر با شما کارکرد و چقدر اهل سفارش و این حرفها بود؟ « پس از جنگ یکی دو سالی به عنوان مشاور عمرانی استانداری کار کرد. روزهای اول که اصلا نه دفتری داشت و نه اتاقی، اهمیتی به این مسائل نمی داد. بعد هم که گاهی میز لازم می شد، می گفت که ساعتی شریک میز دیگران می شوم. در این مدت برای پروژه های سد سازی و آب شرب تبریز زحمت فراوانی کشید. در حالی که نیمی از هفته را در تهران و نیمه دیگر را در تبریز بود، ولی همین مدت اندک بهره ها به شهر خود رساند.اما در مورد اهل سفارش بودنش ! من در طول و عرض این بیست و دو سال آشنایی فقط یک مورد سفارش از او شنیدم و آن هم راجع به معلولی از جانبازان شهر جلفا بود. او را با این جمله به من سفارش کرد که اگر کمک نکنی خواهد مرد !» |
|
وب سايت شهيد مهندس حاج بهروز پورشريفي |