



|
گنجینه رازهای مهندسی دفاع مقدس |
|
گنجینه رازهای مهندسی دفاع مقدس نصرت الله محمودزاده— روزنامه اطلاعات—6 مه 1995- شماره 20271 آن زمان که فرمان ولایت جماعتی را به ایستادن دعوت می کرد، آن زمان که همه با هم شدن از دلها فرمان می گرفت، آن زمان که مقاومت از جان و دل تقویت می شد، آن زمان که پیچیده ترین سیاست های اتخاذ شده استعمار در دنیای صداقت ملتی بی رنگ می شد و همه چیز در حرکت پابرهنگان شکل می گرفت، طوفانها، حرکت ها، و مقاومت های انسان هایی که از چشمه ولایت ســـیـــراب می شدند، درس آزادگی را یادمان می داد و بسیج را می آموختیم از پرونده تاریخ این طور استنباط می شود که می بایستی ملت ما، ملتی وابسته بار می آمد و بنا بود در فرمول استکبار، ذوب شویم ذوب که نشدیم هیچ، ایستادنی را در برابر تهاجم کفر به نمایش گذاشتیم که باورها از پشت خاکریزهای عقب نگه داشته شده، جوانه زد و شورشی دیگر از خلق عالم به پا شد. جنگ که بر ما تحمیل شد، همت ملت در خطوط مقدم بسیج گردید و از خود دفاع کردیم اما در میان هشت سال دفاع مقدم، انسانهایی رشد کردند و بعضا با ایثار خود تاریخ جنگ را ورق زدند که هنوز زندگی شان به عنوان یک راز در پشت پرده ابهام باقی مانده است. چگونه بود که فرزند و عیال و خانمان در فراموش خانه قرار می گرفت و زمان و مکان کشورمان در شبهای عملیات در خطوط مقدم خلاصه می شد؟ لبها می جنبید، اشکها جاری می شد، چهره ها بر می افروخت، دلها می شکست و دعا جوابش را می داد پلکها روی هم قرار می گرفت و ورد لب بازشان می کرد که دشمن را خاموش کنند جمله این توفیقات متوجه کسانی بود که با تمام وجود پای به جبهه ها می گذاشتند و ما تصمیم داریم یکی از این چهره ها را معرفی کنیم. دیگر تفاوتی ندارد که برای معرفی این شخصیت ارزنده رد پای او را دنبال کنیم یا مراحل پیشرفت عملیات مهندسی درجنگ را. مهندس پورشريفي جزء لاینفک عملیات مهندسی جنگ بود و ابتکار عمل او را در عملیات می توان مشاهده نمود. سنگر درفرهنگ جنگ به عنوان مکانی مقدس یاد می شد و خانه رزمنده در روزهای پدافند و جانپناه بسیجی در روزهای آفند به شمار می آمد. صوت قرآن و دعای رزمنده، در نیمه شبهایی که التماس انسان را در برابر خدا مجسم می کرد. از دل همین سنگرها بر می خاست و سنگر مسجد می شد و سنگر ساز، بانی آن مسجد می شد، همچنین در آن روزها از خاکریز به عنوان مقاومتگاه رزمندگان یاد می شد و خط شکنان بر روی این تپه های خاک، موقعیت خود را تثبیت می کردند و آن خاکریز را مرز جدید حق و باطل می دانستند و آن گاه نیز پیشروی در قله های سر به فلک کشیده کوهستانی غرب و شمال غرب، استقرار در فراز و نشیب کوهها را زمانی موفق می پنداشتند که جاده ای از پس آن کوهها و دره ها همواره با پیچ و خم شکننده و پلهای طویل قامت استوار صخره های سنگی و شیب های تند را به زانو در می آوردند و قله ها در تصرف بسیجیان قرار میگرفت. از آن پس سنگر سازان بی سنگر چون فرشته نجات در قلب بسیجیان جای می گرفتند و لبخند شیرین انها خستگی را از تنشان می زدود اما سوال اینجاست که مهندسی رزمی چگونه شکل می گرفت؟ چه کسانی مناطق عملیاتی را با دید مهندسی تعقیب میکردند. اگر ویژگی این جنگ، اصالت انسان بود، در این صورت کدام تفکر، علم و تکنولوژی ها را به خدمت این مکتب در آورده بود. مردم ! بیایید بار دیگر حدیث ناگفته های دفاع مقدس را گوش دهیم. مردم ! گمان اینکه پایان جنگ، پایان خاطره هاست خیال باطل انسان غریبه است و آروزی دشمنان قسم خورده، پرونده جنگ ما شامل انسانهایی است که وجود اشتراک آنها از جماعت بــــســــیـــجی برمی خیزد و با نمادهایی چون گمنامی و اخلاص در عمل پایدار می مانند. بسیاری بر این اندیشه بودند که جنگ هشت ساله را در کمیتها پندارند و بدین خاطر جنگ تمام شد، اما حدیث جنگ را نیاموختند. نیاموختند که دفاع مقدس را کدامین سرچشمه سیراب می کرد و این بی انصافی است که در قید حیات انسانهای سازنده آن همه حماسه غفلت کنیم و تمامی این ارزشها را به فراموشی بسپاریم. هفته ای که گذشت از دل آن همه حوادث، اخبار، پیامدهای سیاسی، اقتصادی، تهدیدهای امریکا، تلاش دولتمردان و نوسانات کالاها، واقعه ای – اگر چه کوچک – رخ داد و جماعت بازماندگان جنگ را داغدار کرد. تحمل داغ برای انسانهایی که زیر آتش شب های عملیات شاهد آن همه عظمت، مقاومت و شهادت بودند نمی بایستی سخت باشد. اما ! چرا؟! هیچگاه شیون انسانهایی که در دریایی از حسرت زار زار می گریند را دیده اید؟ در پس آن حسرت، آن آه برخاسته از جگرهای سوخته، آن نگاه پر از معنی، آن شرم حضور غفلت رازهای نهفته است حادثه ای رخ داد و گنجی از گنجینه های دفاع مقدس به عرش رفت پیام کوتاه بود، اما برای جماعت سنگر سازان بی سنگر دریای عشق را مجسم می ساخت. دریای عشق پر از راز است. راز جنگ در دل انسانهایی است که غرق در گمنامی هستند. راز شهادت، راز تقوی همه و همه ستونهای برج عظیم مقاومت در جنگ است. چگونه می شود مردمی برای دفاع از شرف و حیثیت خود به استقبال آتش و خون بروند و هر کدام در ادای تکلیف به کاری مشغول شوند بی آنکه توقعی را در چهره خود مجسم سازند. بیایید حال که این بزرگ مرد تاریخ مهندسی جنگ از جمع ما رفت، رد پای او را در همان حال و هوای گمنامی دنبال کنیم، شاید وقتی در صف خط شکنان قلم می زدیم، حضور ملموس بسیجی در خط مقدم و نیز عبور از میدان مین و خود را فدا کردن، کمکمان می کرد که بهتر وصف عشاق کرده باشیم. شاید وقتی بحث ما از مقاومت بسیجی در شبهای عملیات می شود، دلاوریهای این جماعت کمکمان می کرد که به مردم بگوییم، این بزرگان تاریخ عصر امام خمینی ( ره ) چگونه دلاوران هستند اما پس از عملیات بیت المقدس که جنگ بوی مقاومت و حرکات دراز مدت را می داد انسانهایی وارد صحنه شدند که ابتکار عمل آنها حرف اول را می زد. دشمن توان حضور بسیجی در جنگ را در عملیات بیت المقدس درک کرد و عرصه پهناور خوزستان را با بکارگیری آخرین تکنیک های مهندسی مهیای فصلی دیگر از جنگ نمود. اگر بسیجی در عملیات رمضان تا اطراف بصره پیش رفت اما به دلیل عدم به کار گیری تاکتیک های مهندسی، مجبور به عقب نشینی شد از ان پس رد پای کسانی در جنگ باز شد که هنوز اثرات آن ناشناخته مانده است. دشمن در پایداری آن همه موفقیت مهندسی در اطراف بصره چون همیشه مغرور گشت و غافل از حضور بسیجیانی که بالاترین تکنیک های مهندسی را وارد جنگ می کردند. انتخاب بستر پهناور هورالهویزه برای رسیدن به جزیره مجنون، زمانی دشمن را متوجه این غفلت کرد که چند لشگر بسیجی در اطراف دجله مستقر شدند. عبور از 13 کیلومتری هور برای استقرار دائم سپاه محمد (ص) زمانی مطرح شد که مقاومت خط شکنان برای حفظ جزیره در شرایط سختی شکل می گرفت و همت سردارانی چون « همت» دعوت به حضور می نمود. در آن روزهای سخت جنگ چهره هایی در کنار هور الهویزه چشم انتظار بودند به راستی چه معجزه ای می توانست ابهام بزرگ جنگ خیبر را حل کند؟ در میان جماعت بسیجی مردی با قدمهای استوار و چهره ای خاکی، که لهجه شیرین آذری داشت وارد هور شد و با چشم تیزبین خود یکبار دیگر مسیر آب را از نظر گذراند و سپس لبخندی در چهره اش نقش بست. پس از ساعاتی در دل تاریکی شب کنار هور پر از پل های شناوری شد که از سراسر کشور بدان سو سرازیر شده بود 13 کیلومتر پل شناور بر روی هور در حالی شکل می گرفت که این راه باریک بسیجیها را به بهشت هدایت می کرد شاید هنوز هم بسیجیانی که افتخار حضور در عملیات خیبر را داشتند متوجه این حرکت مهندسی نشده باشند که در لحظات سخت جنگ فقط فکر عبور از هور را می کردند. حال این سوال مطرح می شود که چه کسانی در پشت پرده جنگ چنین ابتکاراتی را در ذهن می پروراندند و چنین طرحهایی را در آن شرایط سخت پیاده می کردند. لبخند شیرین « پورشريفي» زمانی خستگی چند ماه تلاش را از تنش زودود که عبور کاروان بسیجی از روی پل خیبر را مشاهده کرد. دشمن پس از مشاهده این پل شکست را پذیرفت و دست از لجاجت برداشت. حضور هواپیماهای عراقی و هدایت توپخانه دشمن در مسیر احداث پل زمانی کمرنگ شد که بسیجیان پس از برقراری ارتباط بین جزایر مجنون و خشکی ایران به مقاومت خود امیدوار شدند و از آن پس با نفسی گرم جنگیدند. اکنون می توان به پای اینگونه تجربیات جنگ نشست و نقش پورشریفی ها را بهتر درک کرد چرا این طراحان در قید حیات گمنام می زیستند؟ طراحی پل شناور به طول 13 کیلومتر برای مناطقی که زیر انبوه آتش دشمن قرار دارد، فقط انگیزه الهی را می طلبد.
|
|
وب سايت شهيد مهندس حاج بهروز پورشريفي |