



|
مهندسی جنگ عطر پور شریف را دارد |
|
چند سطر هم پای تواضع و فروتنی حاج بهروز بنشینیم. در اینجا گوشه هایی از سخنان او را – که پس از جنگ به مناسبت های مختلف گفته شده است – خواهیم آورد.عمده این سخنان را از موضوعهای مربوط به طراحی پل ها انتخاب کرده ایم: - «... ما در جنگ تجربـــیــات زیاد و قابل توجهی به دست آوردیم که بعضی وقت ها با مرور آنها می بینیم که استعداد انجام کارهای زیادی در مجموعه برادران وجود دارد و این استعداد – بدون اغراق – بدور از شعار و تعریف از خود مجموعه است. در برخورد با طرح های بزرگ،ما بایستی این استعداد را بشناسیم و روی ابعاد توانمندی هایی که هست، یک قضاوت واقعی داشته باشیم. نه زیاده نگری و نه کم نگری کنیم. نه خودمان را بیشتر از آنکه هستیم تصور کنیم و نه کمتر از آن. در نظر داشته باشیم که هر دوی اینها آفت هستند. من در مورد چند طرح عظیم و نکات مشترک آن با این طرح های پس از جنگ، نکاتی را عرض می کنم. ما در جنگ با طرح های بزرگی مواجه شدیم. طرح هایی که درباره آنها هیچ تجربه قبلی وجود نداشت. مثلا درباره پل خیبر، کاری بود که تجربه ای از قبل نــــداشــتــیم اما در عین حال، می دانستیم که روزی مثل چنین طرح هایی را از ما خواهند خواست. بچه ها می دانستند که چنین چیزی برای جنگ لازم خواهد شد. بنابراین وقتی که مطرح شد با وجود اینکه مساله جدید بود ولی هر کسی که به نوبه خود پیشاپیش فکری برای آن کرده بود، همین تشابه را ما درباره پل بعثت داشتیم. قبل از تصویب پل بعثت توسط مقامات بالا، برادران خیلی از این بحث ها را دور هم کرده بودند و اصلا می دانستند که بالاخره عبور لازم خواهد شد و از ما عبور خواهند داشت. این نکته مهم است. من به این نکته خود جوشی می خواهم تکیه کنم. در شرایط جنگ برادران، قبل از ابلاغ و درخواست کاری، آمادگی هایی متناسب با شرایط و استعداد خودشان در خود به خود آورده بودند. در اینجا سرعت طراحی و اجرا هم قابل تامل است. سرعت فوق العاده ای که برادران در برخورد با طرح ها از خودشان نشان می دادند، در باور کارشناسان نظامی نمی گنجید. کارهای طراحی با سرعت تمام انجام می شد و تکیه گاه ما آن تلاش هایی بود که قبل از ابلاغ کار روی موضوع درخواست شده، انجام داده بودیم. پل خیبر در 13 روز طراحی شد و از روز چهاردهم چرخ کارخانه ها بکار افتاد، بدون شک اگر پتانسیل لازم و آمادگی قبلی در خودمان به وجود نیاورده بودیم، مشکل بود که بتوانیم زیر بار این کار برویم. این تجربه ای است که ما در پشتیبانی جنگ داریم. در قضیه پل بعثت هم از روز تصویب طراحی این کار آمدن لوله ها، واقعا زمان بسیار کمی بود و دفتر طراحی مجبور بود خودش را با تریلی هایی که صف می کشیدند، هماهنگ کند. بدین ترتیب طراحی فنی حین انجام کار ادامه داشت. پل قادر هم همینطور. این پل ها هم از آن طرحهایی بودند که قبل از ابلاغ، بچه های طراح کارهایی کرده بودند. که پس از تجربه در اجرا، در مدت دو ماه از تاریخ ابلاغ، به منطقه ارسال شد. معجزه ما همین صرفه جویی هاست. یـــعـــنــــی آن چــــیـــزی که به خرج می دهیم، دقیقا همین صرفه جویی های به ظاهر کم اهمیت و کوچک است. مشخصه دیگر قضیه این بود که حرکت جهاد، با قدرت و توان شروع می شد معمولا حرکات هایی که ضــعـــیــف شروع می شوند محکوم به شکست هستند. ولی این طرح ها – که در خیال خیلی ها نمی گنجد – با قدرت شروع می شد. نکته دیگر این بود که تدبیرها به موقع انجام می شد. نمونه این تدبیر در پل خیبر بود که به جای اینکه – در ساخت پل – فضای بسته ای از آهن به وجود بیاید، فایبر گلاس مطرح شد. که فکر جدیدی برای جلوگیری از خطر تیر و ترکش بود. در رابطه با پل بعثت هم، مغزهای خبره جهاد جمع شدند و آن روش را پیش گرفتند تا در اجرا مشکلی پیش نیاید...» در اینجا بودن مطرح است که چرا حاجی، یکبار درباره نقش خود در طراحی این پلها صحبت نکرده است؟ همسرش می گوید: « راجع به طرحها و ابتکاراتش هـــیـــچ گاه صحــبــت نمی کرد و ما آنچه را که می دانیم از دوستانش شنیده ایم.» پدر حاجی می گوید: « گاهی مشورتهایی با ما می کرد ولی هیچ گاه نمی گفت که من این کارها را کردم.» برادر حاجی می گوید: « گاهی از نظر محاسباتی با هم مشاوره داشتیم ؛ ولی او درباره کارهایش هیچ چیز نمی گفت. فکر می کردیم شاید به خاطر حفظ اطلاعات است که اینقدر کم در این موضوع ها صحبت می کند ؛ ولی بعدها متوجه شدیم که این درست نیست. اعلام این که من طراح خیبر هستم که حفظ اطلاعات نیست. خصوصا پس از جنگ که دیگران این مساله را عنوان کرده بودند.» آقای « مهندس فروزش» که هم اکنون وزیر جهادسازندگی است، می گوید: « خدا می داند که ایشان در تمام عملیات، چه قبل از عملیات، چه ضمن عملیات، چه بعد از آن، زیر آتش و بمب و موشک – که جوانان رشید و آدمهای کمال نیافته را از هم جدا می کند – در هر عملیاتی بدون استثناء چه کوچک و چه بزرگ حضور داشت. چون مهندس برای همه آنچه که لازم بود و در جبهه واقع می شد « مقدمه واجب عملیات» بود. شما از آن رو به روی فاو و منتهی الیه جزیره آبادان که نگاه کنید تا ارتفاعات حاج عمران در مجاورت آذربایجان غربی، در تمام محورهای شمال غرب، جبهه میانی، در جنوب و در جزیره فارس، تمام کارهای مهم و اساسی که به بنای یک استحکام عظیم برای دفاع و برای تامین جان فرزندان بسیجی مردم و آنچه که مایه پیروزی پی در پی سپاهیان اسلام شد، نقش آقای پورشريفي را می بینید و من از طرف خودم و همه همکارانم در پشتیبانی جبهه و جنگ جهاد سازندگی در حضور شما مردم عزیز آذربایجان این شهادت را می خواهیم بدهیم که شما یک اثر مهندسی نمی توانید پیدا کنید که بو و رنگ بهروز پورشريفي را نداشته باشد و این خیلی توفیق بزرگیست. برادران عزیز ! خواهران عزیز ! همینقدر شهادت را از ما قبول کنید که تاریخ جنگ و تاریخ مهندسی جنگ بدون آقای بهروز پورشريفي اصلا تفسیر نمی شود. هیچ وقت ! بین مهندسی جنگ و اصلا ایجاد مهندسی جنگ و کار مهندس پورشريفي ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.» |
|
وب سايت شهيد مهندس حاج بهروز پورشريفي |